سلام بر او که ما را بی گناه و زشتی می خواهد ولی گناهکار را نیز پذیراست.
سلام بر او که خورشید به عشق او شعله ور گشت و ماه از فراق او تن به هلال داد.
سلام بر او که گل به یادش شبنم گریست.
وسلام بر او که نامش یاد آور سالی است که بهارش حکومت مستضعفان وزمستانش به سردی گراییدن حکومت ستمگران است.
مرا با او عهدی است به هر صبحگاه که دیدار رویش طلب کنم ودانه مرواریدی نثار حضرتش.که این نیز خود به یمن وجود اوست که چون نازی کند لیلی فرو ریزند قالبها.
بارالها به هرجا که سکنی گزید،برایش فرش حریر بگستران که مبادا تنش آزرده شود.
وبه هر جا قدم گذارد نسیم را بگو تا خارها برچیند که مبادا خار به پایش رود.
وبار الها اگر گناه من ریشی به دل غمدیده اوست،به پیک مرگ بگو تا این خوار برچیند که مرا طاقت رنجش اونیست.
الهی العفو،العفو،العفو...